اشک های پروین بر بالین حجازی
علی پروین یکی از کسانی بود که در اولین فرصت به دست آمده خودش را به بیمارستان کسری رساند تا بر بالین ناصر حجازی حاضر شود. پروین به محض آنکه وارد اتاق شماره 709 بیمارستان کسری شد و چهره حجازی را روی تخت بیمارستان دید اشک از چشمهایش جاری شد. حتی توصیه پزشکان هم باعث نشد تا پروین از تماس با حجازی خودداری کند! قبل از ورود پروین به داخل اتاق، پزشک معالج حجازی از پروین خواسته بود حتیالمقدور با حجازی تماس بدنی نداشته باشد. اما پروین وقتی چهره دوست و همبازی قدیمیاش را دید نتوانست خودش را کنترل کند و حجازی را در آغوش کشید. وقتی پروین گریه کرد، حجازی هم اشک ریخت. آنها یاد روزهایی افتادند که فوتبال ایران روی کاکل آنها میچرخید! آن روزها که فوتبال ایران فقط یک حجازی داشت و یک پروین. اشکها که تمام شد و دو یار قدیمی غصهها را هر چند کوتاه بیرون ریختند، صحبتها شروع شد. همه گوشها را تیز کرده بودند تا ببینند پروین و حجازی چه میگویند. خب، علی آقا مثل همیشه پیشدستی کرد و این جملات را به زبان آورد: «یادش بهخیر جام جهانی 78 آرژانتین. یادت هست ناصرخان؟ آن روزها تو اسطوره بودی. یک دروازه بود و یک ناصر خان.» این حرفها انگار جان تازهای به حجازی داده بود. او خندید و از جایش تکانی خورد و دستهایش را دور گردن پروین انداخت...
دقایقی گذشت و پروین از اتاق 709 بیمارستان کسری بیرون آمد. پروین چه چیزی میتوانست بگوید. آقا چه خبر، حال ناصر خان چطور بود؟ پروین نگاهی کرد و گفت: «ناصر خان حالم را گرفت. دیدن او در این وضعیت خیلی در روحیهام تاثیر گذاشت. او جواهر فوتبال ما است. مثل حجازی را دیگر پیدا نمیکنیم. امیدوارم زودتر حالش خوب شود و به میدان برگردد.»